به شهر الكترونيك آستارا خوش آمديد.
معرفی کتاب

weather.ir is down

منصور بني مجيدي

   

منصور بنی مجیدی برادر همسر زنده یاد بیژن کلکی است که گرچه در آستارا بدرود حیات گفت اما اصالتاً تبریزی بوده و سال ها ساکن تهران؛ نام بنی مجیدی در آستارا، با نام «اکبر اکسیر» نیز عجین است.او متولد 1334 می باشد.

کلکی شاعری بود که سال ها در تهران نام اش با نام «بامداد» و «رویا» قرین بود و در شعر نیمایی، شاعری صاحب سبک بود و در دهه های شصت و هفتاد، تسلط اش بر این «قالب» رویکردی را در شعر ایران رقم زد که یکی از شاخص ترین زبان های ایران دو دهه را عرضه کرد؛

 

شعری موزون و سهل و ممتنع که از عنصر طنز و تلمیح و اشارت کلاسیک و نو، همزمان بهره می برد. پس از در گذشت کلکی، اکسیر پس از سالهل سکوت، «شعرفرانو» را پیشنهاد کرد که تفاوت اش با بنیان های شعر کلکی در فقدان وزن و حذف «شاعرانه گویی» از شعر بود. بالا بردن بسامد طنز به عنوان جایگزین دو عنصر ذکر شده، تنها تفاوت پیشنهادی این نوع شعر با شعر کلکی محسوب می شد و می شود. در واقع شعر فرا نو همان شعری بود که به شعر معتدل دهه هفتاد در دهه 1370 موسوم شد و شعر کلکی با افزودن وزن و شاعرانه گویی، به پیشنهاد جدید در دل این پیشنهاد بدل شده بود و پس از مرگ وی، اکسیر با حذف آنها، دوباره به اصل رسید! این گفته ابداً موید ردّ شاخص های شعر اکسیر به عنوان شاعر نیست بلکه رویکردهای نظری وی را به چالش می طلبد. بنی مجیدی با ارائه فرانو های خود به این جریان پیوست اما شاعرانه گویی را از شعر خود حذف نکرد و تنها به حذف وزن بسنده کرد؛ شاید به همین دلیل شعر هایش دیرتر از اکسیر به نشریات مشتاق شعر هفتاد راه یافت! بعدها، این «رویکرد» در گاهنامه «ترلان» به یک نشریه مستقل نیز دست یافت و آستارا را به عنوان فعال ترین کانون شعر آذری زبانان پارسی گو مطرح کرد.

فرانو نه تنها، شعر آستارا را با رونق روبه رو کرد که حوزه های شعری در استان اردبیل را نیز فعال تر از گذشته کرد و حتی کار به جایی رسید که این فرانوهای پارسی، در جمهوری آذربایجان ترجمه شد؛ در تهران ، آستارایی های مقیم پایتخت، «فرانو» را به عنوان شعر دهه هشتاد ایران پیشنهاد کردند و اکسیر و بنی مجیدی در فاصله 1380 تا1384، به عنوان شاعرانی پر خواننده چه در نشریات تخصصی- ادبی پایتخت و چه در سایت های تخصصی – ادبی اینترنتی شناخته شدند؛ در سال1384، شاعری ب طنز گفته بود: «ستارخان و باقرخان دوباره برای فتح پایتخت آمده اند!»

شعر«فرانو» اکنون دو سالی است که دیگر رونق سابق را ندارد. گرچه اکسیر و بنی مجیدی به تجربه های جدیدی رسیده اند و شعرشان، صیقل خورده تر شده است اما «مریدان» یا در واقع سپاهیانشان انگار پا پس کشیده اند و عده ای به غزل رو آورده اند و بعضی نیز جذب نحله های ادبی دیگر شده اند و از آن جوش و خروش  ادبی نیز در آستارا کاسته شده است. این ابر در گلومانده در چنین اوضاع و احوالی منتشر شده است و چنان که بنی مجیدی در مقدمه اش نوشته، می خواهد پیشنهاد دهنده شکل «قصه – شعر» باشد. 

بنی مجیدی بی تردید شاعر خوبیست؛ نه به این دلیل که «تولید مفهوم» می کند، نه به این دلیل که «تولید شکل» می کند به دلیل استفاده خلاقانه از «زبان» که به ناگزیر هر دو را موجب می شود؛ سهل بودن سطور فوق نه به «سهل انگاری» بدل می شود نه طنزش به ورطه مضحکه می غلتد. او وزن را به طور کامل رها نکرده است؛چرا که شعر سپید می گوید نه شعر منصور.

 

شعر سپید از ترکیب اوزان عروضی و ریتم زبان فارسی تشکیل می شود و بهترین نمونه اش را می توان در شعر های بامداد جست و شعر منثور،کلاً از اوزان عروضی بری است و در بهترین حالت، به موسیقی معمول«زبان» چنگ می زند که به عنوان بهترین نمونه می توان به شعر های احمد رضا احمدی اشاره کرد.

شعر های بنی مجیدی در چند کتاب منتشر شده اش میان شعر منصور و شعر سپید در رفت و آمد است اما به دلیل تسلط وی بر اوزان پارسی و تدریس چند دهه ای این اوزان، به نظر می رسد وی را از این اوزان گریزی نیست.

بنی مجیدی در استفاده امروزی از شگردهای قدیمی نیز توانا است و این شاید به دلیل تسلط اش بر شعر کلاسیک باشد و سال ها آن گونه شعر گفتن اش.استفاده از نشانه زبانی«فراق» و ارتباط آن با پیوست استعاری اش«بار» که در ادبیات کلاسیک ما کاملاً از وجهی درونی و غیر مجسم و غیر مادی برخوردار است و تبدیل آن به وجهی مجسم و مادی و در ادامه استفاده از ایهام کلمه «تاریخ» و هر دو وجه «زمان» و «سد گذشت بشری» و تغییر جهت معنا در «دل بی صاحب» در سطوح زیر،یکی از همین موارد است.

 

‏ اين شاعر اهل آستارا كه يك سال با بيماري سرطان پانكراس دست و پنجه نرم مي كرد، سرانجام در ‏سن ۵۳ سالگي دنياي فاني را بدرود گفت.
‏ وي صاحب كتاب هاي«ديگر نمي توانم شاعر بمانم»، «بهاري از خاكستر پاييز» و «بانوي باد شبنامه پخش مي كند» بود و ارديبهشت ‏سال گذشته جمع زيادي از شاعران و هنرمندان در سينماي درياي آستارا از مقام شعري بني مجيدي ‏تجليل كرده بودند.
‏ مراسم تشييع پيكر آن مرحوم عصر سه شنبه 11/4/1387  در آستارا انجام شد.

 

    به کوشش «یزدان سلحشور»

 

 بازگشت به صفحه اصلی >>

 
 
نام كاربري :
رمز عبور :

» عضویت «

الحاق آستارا به اردبیل خیال بافی است!
همزمان با سفر رئیس جمهور به استان اردبیل و به رسم سفر هاي گذشته بار دیگر مسئله الحاق آستارا به اردبیل نقل محافل شد! كليد
 ٢٣:٢١ - 1393/06/03 - نظرات : ٠متن کامل >>

اينجا محل تبليغات شماست

بازديدکنندگان اين صفحه:: 1852 | بازديدکنندگان امروز: 385 | کل بازديدکنندگان: 4705601 | زمان بارگزاري صفحه: 0/1250 ثانيه
تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به شركت هزاره فناوری تابان و مؤسسه شهر باران آستارا می باشد