به شهر الكترونيك آستارا خوش آمديد.

آب از آب تكان نخورده است !!

 منبع : سايت آستارا

 نويسنده : طاهر خيامي    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1388/09/19  

زنگ ها براي چه كسي به صدا در مي آيند؟ - شنيدن اين خبر كه كلاس اولي ها، روز 31شهريور به مدرسه مي روند مثل اين است كه بشنويد : آخرين روز تابستان همان اولين روز پاييز است يا اين كه جمعه با دوشنبه هيچ فرقي ندارد اين كه امسال مقرر شود كه يك روز جلو بيفتيم وچند روز مانده اززمستان، سال نورا تحويل بكنيم وده ها مثال مشابه آبكي بي ربط ديگر ! يادش به خير زماني روز اول مهر، چه ابهتي داشت براي خودش ! وقتي مي خواستيم انشاي پاييز را تعريف كنيدرا  بنويسيم صد در صد يكي از جملات مشترك همه دانش آموزاني كه سركلاس ها نشسته بودند اين بود كه اولين ماه پاييز مهرنام داردوچون دراين روز است كه زنگ هاي مدرسه ها به صدا در مي آيند ما هم درروز اول مهر به مدرسه مي رويم . درهرحال، مهرخوب است علي الخصوص كه سروكارت با مدرسه هم باشد، فقط امكان دارد اين گونه مقرشده باشد كه از نيمه شهريور به بعد هرروز، روز اول مهر، نام داشته باشد !

معرفي ديدني جات ! - شايدلازم باشد عرض شود كه مسوول محترم، يا مسوولان محترم وزحمت كش عمليات لايروبي رودخانه مركزي شهر، دست شما درد نكند با اين اقدام به موقع ! البته با توجه به اين كه چه عجله اي بود براي اين كار؟ حالا حالا ها وقت بود ! در ضمن شايداين هم بتواندلازم شود كه جميع همشهريان وجميع گردشگران طرفدارطبيعت وپديده هاي بكرواستثنايي را دعوت كنيم به ديدوبازديد از يك فقره شاهكاردرجه يك توليد شده دست بشر! كه بروند وببينند واين ديدني به ياد ماندني را از دست ندهند گرچه حالا حالا ها اين تپه ماهور نيمه خيس از جايش تكان نخواهد خورد مگر اين كه باد وباران وگذر ايام آن را پخش خانه وزندگي مردم كند فقط نمي دانيم كدام مسوولي و يا اين كه كدام غير مسوولي دستور فرموده است كه گل ولاي هاي متعفن لايروبي شده رودخانه، چند متربالا تراز سطح آب ودر حاشيه خيابان، انبار و دپو شود!  مكان موردنظرجهت بازديداز اين اثر تاريخي جديد، سرپل نرسيده به خشكشويي آقا جواد !

 نون بيار كباب ببر ! - استاندارگيلان ، درمورد ضرورت ساخت نانوايي هاي صنعتي در گيلان تاكيدفراوان مي كنند !و البته ما هم ، ياد ماجراي افتتاح اولين مركز تهيه نان صنعتي آستارامي افتيم كه در ابتداي تاسيس وآغاز به كار، عنوان شد كه نان همه شهر را مي تواند به تنهايي تامين كند وچندي نگذشته بودكه نصف بيشتر تشكيلات خودش را جمع كرد و شد يك نانوايي معمولي مثل بقيه مراكز پخت نان ! حالا چه علت و دليل قانع كننده اي داشت اين تعديل فعاليت توليدي ، ما كه نفهميديم ! البته مگراين را فهميده ايم كه ساخت پروژه مسكوني تجاري وفرهنگي هنري زمين سينماي سوخته، چرا تعطيل شده است وچرا درسه ماه اولي كه وعده اتمام پروژه داده شده بود تمام نشد يا اين يكي را مي توان فهميد كه پروژه هتل 5 ستاره واقع در بركه پريان، به چه علت مورد قبول ومحكمه پسند،  بلافاصله بعد از استارت خاموش كرده است وراه نمي افتد وحركت نمي كند؟ ومگر اين را هم مي توان فهميد كه طرح نوسازي امام زاده ابراهيم وقاسم چرا به اين شكل و شمايل تخريب شده درآمده است ؟ و ...؟

در شهر! - با خودم گفتم : چه ايرادي داره اگه آدم بياد خودش را مهمون بكنه ؟ رفتم تنهايي نشستم بستني فروشي خدا بيامرزاحمد ! هنوز لقمه اول بستني از گلويم سر نخورده بود پايين ، كه پيرمرد با قيافه بشاش و خندان ، نشست روبروم دو تا نوه ها ي دوقلويش را هم نشانيد كنارخودش روي صندلي ، داشت بهم نگاه مي كرد . در ميانه لذتي كه داشتم ازفرو دادن بستني خنك مي بردم به نظرم آمد كه  دارد سلام مي دهد ! سرم را كه بالا گرفته بودم تكان دادم و گفتم : بفرمايين بستني ! گفت خواهش مي كنم زود تر بخورينش تا آب نشده ! بعد برگشت به طرف پسرك بستني فروش وگفت : اي پسر سه تا بستني با شربت! يكيش دوبله باشه آب خوردن وكيك رو هم فراموش نكن بعد، درهمان حال كه برگشته بود به طرف من ودرحالي كه نيشش تا نزديكي گوشش باز شده بود گفت : قاسم آقا امروز مارو بدجوري شرمنده كردن!  هنوز، بستني داشت از گلويم پايين مي رفت كه ايشان دوباره برگشت به طرف پيشخان بستني فروش گفت : يه بسته كوچولوي پنج كيلويي هم سواكن بذار كنار، بايد ببرمش براي خانم بچه ها ! دوباره برگشته بود به طرفم : البته اين قاسم آقاي ما خيلي آقاست يه تيكه جواهره !  لابد مي دونه كه آخراي شب، بستني زير كولر خيلي مي چسبه ! دستش درد نكنه! يك لقمه بزرگ گذاشته بودم توي دهانم در حال قورت دادنش، به قاسم آقايي فكرمي كردم كه نمي شناختمش! بستني آب نمي شد، شده بود قير، چسبيده بود سقف دهانم ، هركاري كردم نرفت پايين !

 آب از آب تكان نخورده است ! - خدمت كليه گردشگرا ن عزيزكه قصد تشريف فرمايي به شهر مارا دارند عرض مي كنيم كه خيالتان از بابت امكانات، راحت باشد زيرا كه تا آخر تابستان، مي توانيد دراين شهر، از مدرسه حكيم نظامي ديدن كنيد واز همه مهم تر اين كه ازآن به عنوان محل اسكان ومسافرخانه اي پرخاطره استفاده كنيد فقط اين را فراموش نفرماييد كه بعدها كه تشريف تان را برديد شهرهاي خود، اين را در دفاترخاطراتتان بنويسيد كه ما رفتيم آستارا، ضمن خريد و ديدن گردنه حيران وحيران شدن اززيبايي هاي استيل وديگر مكان هاي جذاب تمام نشدني، شبها رفتيم ولحاف تشكمون را علم كرديم و درمسافرخانه اي خوابيديم كه زماني مدرسه اي بوده است كه نيما يوشيج درآن تدريس كرده است كه هم اكنون 102سال سن دارد ! البته سن وسال مدرسه را عرض كرديم ! قابل توجه انجمن مفاخروآموزش وپرورش وهنرمندان عزيزونيز قابل توجه آن عزيز ي كه فرمود:  فلا ني كمي تند رفته اي اين مكان فقط دردوروزي كه باران شديد بود وفراواني ووفورمسافر بود بالا جبار، به عنوان محل اسكان مورداستفاده قرارگرفته است وماهم حرف اين عزيزخوش اقبال راپذيرفته بوديم وداشتيم مثل سگ از نوشته بلند بالاي خود واز اعتراضي كه كرده بوديم پشيمان مي شديم كه بازاين درد ديسك وپيچ مهره هاي تن وبدنمان شروع كرد به هجوم وحمله وگذرمان افتاد به مطب ارتوپدي دكترديانتي عزيزوديديم كه همان تابلوي پارچه اي زرد رنگ محل اسكان شماره 7 هنوز سرومرگنده، سرجايش هست و با چاهارعددميخ به چه بزرگي به ديوار ترميم شده وبازسازي شده مدرسه حكيم نظامي استوار شده است ما كه فكر مي كنيم زدن اين ميخ ها به ديوار طويله مشد حسن معروف فيلم گاومهرجويي هم ، نهايت بي انصافي وكج سليقگي است ! مگر اين كه گفته شود تخريب آثار فرهنگي تاريخي ، يك رسم جديد مدرن وابتكاري است! بنابراين دوباره عرض مي شود گردشگران عزيز به شهر ما سفر نماييد واگر وقت كرديد سري به مدرسه 102 ساله شهر ما بزنيد و شبي را در اتاق هاي نوستالوژيك آن بيتوته نماييد.  توپ پلاستيكي وسيخ ومنقل كباب فراموش نشود ذغال مرغوب در سوپري محل موجود است . به جهت سبكباري خودتان هم شده ، ازآوردن ذغال خودداري فرماييد ! طناب براي آويزان نمودن البسه مختلف يادتان نرود !

نام كاربري :
رمز عبور :

» عضویت «

بازديدکنندگان اين صفحه:: 964 | بازديدکنندگان امروز: 105 | کل بازديدکنندگان: 4923742 | زمان بارگزاري صفحه: 0/2031 ثانيه
تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به شركت هزاره فناوری تابان و مؤسسه شهر باران آستارا می باشد