به شهر الكترونيك آستارا خوش آمديد.

يك نصيحت كودكانه !!

 منبع : سايت آستارا

 نويسنده : طاهر خيامي    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1388/09/18  

باران مي بارد امشب ! - سرساعت 4 عصر، كه باران گرفت و به سرعت هرچه تمام ترهم به شدت آن افزوده شد، نه به خيس شدن كتاني هايمان فكر مي كرديم ولباسمان ! نه به سيلا بي كه كه مي توانست راه بيفتد و سرازير بشود داخل مغازه هاي كيف وكفش و داخل حياط هاي مردم ساحل نشين ! ونه به چگونگي رفت وآمد واياب ذهاب كودكاني كه روزهاي اول مدرسه شون بود چرا كه دراين مورد كلي مطلب ونقد طنز وجدي نوشته شده است و ما هم اگر مي آمديم وپيله مي كرديم به مقوله هجوم باران ! ماحصل كار، مي شد آش شله قلمكاري مثل هميشه و تكرار مكررات ! بنابراين، زير شر شر باران ، فقط به اين فكرمي كرديم كه از ساعتي ديگربازهم آب حمام هامان وآب شيرهاي دستشويي وطرفشويي هامان تبديل خواهد شد به مجموعه اي رنگين، ازآب ميوه ها ودوغ و نوشابه هاي بدون گاز ! ما هم به همين بهانه هم كه شده مي چسبيم يقه مسوول محترم ودر عين حال بدشانس آب وفاظلاب را و با توجه به اين كه كم روتروخوش اخلاق تراز ايشان هم پيدا نكرده ايم در طول اين مدت،انواع فوت وفن هاي كشتي كج وكاراته غيركنترلي را روش قلمي مي كنيم وسر وته مطلب اين هفته نيز، هم مي آيدوما هم نفسي مي كشيم از دست مشكل عظيم بي مطلبي وبدون سوژه بودن ! ولي نمي دانيم از شانس بد ما يا بخت واقبال نيك و بلندرييس آب و فاضلاب بود يا چه زد وبندي شد يا چه اتفاقي حاصل گرديد كه آب ازآب تكان نخورد وآب آشاميدني ونوشيدني ودوشيدني ! وشيريدني ! شهر، ذره اي رنگ ورويش نپريد واندكي مزه اش تغيير نيافت و حالا كه سوژه پريده ودستمان خالي مانده ، چاره اي نيست جزكه لزوما واجباراوعجالتا، بايد حق مطلب را ادا كنيم وبه قول شاعر كه گفته است : تو كه گفتي همه زشت وبدش را  /  كنون تعريف كن ازآب زلالش ! يكي دوتا مرحبا وسه چاهارتا آفرين بگوييم وهزاروسيصدكارت صد آفرين بفرستيم خدمت رييس آب وغيره كه لابد كلي برنامه ريزي و عمليات ديگرمدبرانه، رديف شده است كه باران به اين تندي نتوانسته است كيفيت وكميت آب را عوض كند ورنگش رانپراند وطعم ومزه آب، طعم و مزه آب زيپو ندهدو بويش بوي ماهي مرده نباشدوصد البته كه اميدواريم تاباشد دركارها ي مربوط به مردم نجيب وصبور اين شهر، ازاين برنامه ريزي هاي مثمر ثمرباشد مستدام ومتوالي وبدون ترمزوتوقفي ! شاگرد تنبل كلاس كه با كسي رو دربايسي ندارد سرفه اي مي كند و مي گويد : بر پدرهمسايه آدم درو غگو لعنت ! و البته اين راهم گفته باشيم ما كه انتظاري نداريم عمرا! بلكه اين خود شاعرآبكي سرااست كه ازآخركلاس داد مي زند:  حق الزحمه شاعرفراموش نشود !

قصه جوي آب ! - ازهمان ابتداي پيدايش پديده حمل ونقل شهري، پياده رو به وجود آمده است وهمراه وهمگام با آن، خيابان هم شكل گرفته است و در كنار اين دو يار غار، آن يكي ديگر كه جوي آب نام دارد پا به عرصه وجود گذاشته است ! از نقش پياده رو وخيابان حرفي به ميان نمي آؤريم كه كه برهمگان روشن است ومي پردازيم به جوي آب ! اولين نقش جوي آب در اين معادله سه نفره، جدا سازي پياده از سواره وپياده رو از سواره رو بوده است گذشته ازاين نقش جدايي افكنانه وتفرقه برانگيزي كه افتاده است برگردن جوي آب گردن شكسته، وظيفه خطير حمل ونقل آب هاي اضافه ومشتقات آن نيزبرعهده اين موجود بي زبان بدقواره است . براي درك بهترمطلب مي رويم يكي از خيابان هاي اصلي شهركه دردوطرف آن جوي آب به صورت دو خط متوازي دوراز هم ، چشم هارا مي نوازد ولي اگر دقت كرده باشي اين نوع جوي آب  مثل خيلي پديده هاي ديگرموجود شهر ما، در نوع خودش يك محصول نوبرجذاب و تك بي بديل است ما با آوردن فقط دو دليل، زوركي هم شده باشد سر وته قضيه را هم مي آوريم . اول اين كه برعكس آن چه بايدباشد سطح كف جوي آب مورد اشاره، بالاترازسطح خيابان است وبه محض آمدن باران ، آب جوب سرازيرمي شودروي آسفالت بخت برگشته ! دوم اين كه اين جوي ها،  سروته درست وحسابي ندارند و عاري ازهرگونه شيب فني مناسب هستندو مثل اتوموبيل هايي كه اگردر يك خيابان يك طرفه ازدوجهت حركت كنند بالاخره در يك نقطه مي رسند به هم! آب بي زبان هم وقتي در مسير خود رسيد به محموله آبي روبرويي ! يا مي ايستد وشروع مي كند به بو گرفتن وگنديدن يا اين كه باز سرازير مي شود روي آسفالت خيابان و دربرخي قسمت ها هم از جمله روبروي كتابفروشي مولانا وفتي جوي و آب پيچيدند به طرف ساحل در همان قدم اول جوي بتوني نامردي مي كند ناپديد مي شود وآب كه تنها مانده است ناچارا راهش را كج مي كندو تشريف مي برد وسط خيابان كه خيابان بشود همان جوي آب منتهي اندكي عريض تر ! البته جاي شكر داردكه شكل وشمايل وتيپ و مدل در صد بالايي ازجوي هاي شهرما مثل جوي هاي شهرهاي بزرگ نيست كه زباله را به صورت فله اي يا كيسه اي بكشاني كنار جوي آب وبا يك تيپا سرازيركني داخل آن ووقتي آب باران دارد زباله را با خودش مي برد بايستي وبه صداي قوطي هاي خالي كنسرو گوش دهي كه تلق تولوق كنان دارند خودرا به ديواره ها و كف جوي مي كوبندوآرام وآهسته از تو دور مي شوند !

يك نصيحت كودكانه ! - كودكان عزيز، حالا ديگر، لازم است خوب بخوريد خوب بخوابيد تا زودتر بزرگ شويد كه زودتر برويد مدرسه ، خواندن ونوشتن را كه ياد گرفتيد و كارت هاي دعوت عروسي را كه هرروز مي آيددم درخانه ، توانستيد بخو انيد قول بدهيدكه پس از مشاهده اين كه نوشته شده است از بچه ها وكودكان عزيز، درفرصتي ديگر پذيرايي مي شود، درجاباورتان نشودو لطفا جو گير نشويد ويهويي پيله نكنيدونخواهيد كه صاحبان عروسي بيايندبراي خاطر شما هم ! مراسمي مخصوص كودكان بگيرند در هر حال، با اين همه هزينه بالااز ميوه وشيريني واركسترو تصوير برداري وصندلي وسالن وچه وچه كه بگذريم فراموش نكنيدو اين را آويزه گوش بكنيدكه برخي حرف ها ووعده وعيد هاي بزرگترها و آدم گنده ها، فقط وعده است ونه چيزي ديگر! درواقع خرده فرمايشي است از جنس يخ كه گذاشته باشندش جلوي آفتاب تابستاني !

نام كاربري :
رمز عبور :

» عضویت «

بازديدکنندگان اين صفحه:: 936 | بازديدکنندگان امروز: 795 | کل بازديدکنندگان: 4923622 | زمان بارگزاري صفحه: 0/1406 ثانيه
تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به شركت هزاره فناوری تابان و مؤسسه شهر باران آستارا می باشد