به شهر الكترونيك آستارا خوش آمديد.

نقد تطبيقي بر مجموعه شعر

 منبع : سايت آستارا

 نويسنده : فتح علي امن علي پور    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1388/02/05   ( آخرين ويرايش : 1388/09/19 )

از اكبر اكسير / انتشارات مروايد

اشاره : مجموعه شعر پسته لال سكوت دندان شكن است ، سومين آلبوم شعر فرانو يك اتفاق بديعي در وادي شعر دهه هشتاد مي باشد. اين گونه اشعار و توضيح نكات قوت و ضعف آن ، نقد و بررسي صاحب نظران را     مي طلبد . نگارنده با بررسي تطبيقي نمونه هايي از شعرهاي اين دفتر ، مطلب زير را تقديم مي دارد .

انديشمندان بر اين اصل متفق القولند كه  بدترين علت براي انسان ناداني است.

پزشكان اصطلاحاتي دارند/ كه ما نمي فهميم/ ما دردهايي داريم كه آنها نمي فهمند/ نفهمي بد دردي است/ خوش به حال دامپزشكان! ص 43

فيلسوفان بسياري در مورد رهايي انسان از دام ناداني انديشيده اند، پوپر در مورد كانت مي نويسد : كانت فيلسوف جنبش روشنگري است و ادامه مي دهد روشنگري يعني خروج انسان از قيموميت خود كرده و قيموميت يعني اينكه انسان نتواند بدون هدايت و راهنمايي فرد ديگري عقل و خرد خويش را بكار گيرد. اين قيموميت نه در نقص انسان بلكه در ضعف تصميم گيري و شجاعت آن فرد مقلدي نهفته است كه        نمي خواهد بدون راهنمايي ديگران از عقل خود استفاده كند . بنابراين شعار روشنگري اين است كه          « شهامت داشته باش و از خرد خويش استفاده كن .»

به نظر كانت خود رهايي از راه كسب دانش، ايده اساسي و محوري جنبش روشنگري است.

شاعر به معضل بي هويتي كه ممكن است در جامعه پديد آيد ، اظهار نگراني مي كند:

من همان شاعري هستم / كه در دربار يعقوب ليث / از كمبود ممدوح، خود را كشت / من همان عارفي هستم كه در حمله مغول از بس تير خورد جوجه تيغي شد / من همان روشنفكري هستم كه در كابينۀ نادر / دسته تبر مي ساخت – الو 118 / لطفا بگوئيد كد ملي من چند است؟ ص 21

به نظر مي رسد نگراني شاعر به حق است، زيرا زماني كه در جامعه اي حالت" گذار" بوجود مي آيد،     پديده اي بنام « آنومي» چهره مي نمايد و آن اين است كه دگرگوني در حوزه هاي مادي و معنوي مانند: ماشين ، تكنولوژي، كارخانه  ... روي مي دهد ولي ارزش ها ، اعتقادات، نرم ها  ..... دچار تحول نمي گردند. در جامعۀ كنوني خودمان اين وضعيت را مي توانيم در موارد موبايل ، كامپيوتر ، ماهواره ... به بينيم . نكته اي كه در اين جا مورد نظر است اين است كه تغييرات مادي و عيني به سهولت انجام مي گيرد ولي دگرگوني در عقايد و باورها و آداب و رسوم به كندي امكان پذير مي گردد و صرف زمان طولاني تري را مي طلبد. به نحوي كه اين دو دگرگوني هماهنگ نيستند. در اين حالت پديده اي بنام « آنومي » بوجود مي آيد.

آب هاي جهان بوي نفت مي دهند / نفت بوي دلار / دلار بوي خون / خون بوي ايدز / ايدز بوي آدمهاي يكبار مصرف / بچه ها تو را خدا مواظب باشيد / بني آدم اعضاي خود مي فروشند / ص 50

شاعر در اين شعر بدرستي از معضلات دوران مدرن بفرياد آمده است و فرا رسيدن پست مدرنيسم را گوشزد مي نمايد . مدرنيسم كه پس از « رنسانس» در اروپا شكل گرفت ، حاكميت خود را به سراسر زندگي فردي و اجتماعي انسان جاري ساخت .خود باوري با دكارت آغاز گرديد ، وي معتقد بود كه هيچ باوري بدون داشتن دليل عقلي قابل پذيرش نيست.

از جمله فيلسوفاني كه به انتقاد از دوران مدرن مبادرت ورزيده اند ، مي توان به ميشل فوكو ، ژاك دريدا ، ژان فرانسوا ليوتار ... اشاره نمود.

در ميان منتقدين مدرنيسم ، ماركس و نيچه جايگاه ويژه اي دارند. ماركس خرد باوري را از درون مورد انتقاد قرار مي دهد و مراد او ، انتقاد از سرمايه داري بود كه همراه مدرنيسم چهره نموده بود. اما نيچه از بيرون مدرنيسم را مورد انتقاد قرار مي دهد و مقصود وي انتقاد از عقل بود.

فيلسوفان پست مدرنيسم مي گويند : مدرنيسم به حاكميت خرد نايل گرديد، پس بحران جامعۀ مدرن و بن پست مدرنيسم مانند : ( محيط زيست، بمب اتم ، فاصلۀ فقير و غني ، متلاشي شدن شوروي ، ايدز ... ) خبر از بن بست خرد باوري مي دهد. بحراني در « روايت بزرگ » پديد آمده است.

لطفا به گيرنده هايتان دست نزنيد / فرستنده اشكالي ندارد / تلويزيونتان رنگي هم كه باشد / كلاغ ها / سياه ، سفيد پخش مي شوند/ ص 51

اين طرز تفكر كه همه چيز ( سياه – سفيد ) است ، در پيش انديشمندان با شكست مواجه گرديده است . بر طبق نظر فيلسوفان پست مدرنيسم همۀ صداها بايد شنيده شود و هيچ گروهي از صحنۀ سياسي و اجتماعي جامعه حذف نگردد . همۀ انسانها از هرگروه و نژاد ورنگ و هر قشر و طبقه كه باشند ، بايد در تصميم گيري ها شركت كنند . همين مشاركت سبب مي شود كه افراد جامعه ، نسبت به سرنوشت كشور احساس مسئوليت نمايند . حس مسئوليت، روحيۀ افراد را بالا مي برد و آنان در جهت بالندگي و شكوفايي جامعه بيش از پيش مصمم تر مي شوند .

ويتگنشتاين مي گويد : « انديشه خردمندانه به ياري زبان شكل مي گيرد و بيان مي گردد ، انديشه به گفته وي اين ويژگي اش ، محكوم به فهمي چند معنايي است . ما با منطق ها و خردهاي گوناگون مواجهيم و هيچ يك برتري پيشيني بر يكديگر به گونه اي ذاتي ندارند تلاش در راه مشروع جلوه دادن يك گونه خردورزي به معناي فراموش كردن شكل هاي گوناگون آن است.

كانگوروها همه جا هستند / آستارا يا استراليا ، چه فرقي مي كند ؟ / با آنكه چهارپايند / روي دو پا راه مي‌روند / با آنكه بال ندارند ، خوب مي پرند / خسته كه شدند / روي دم خود مي ايستند و كيسه مي دوزند / كيسه داران همه جا هستند . ص 40

بنظر مي رسد شاعر از كيسه داران در جهت نشان دادن نوكيسه ها و اينكه چگونه با استفاده از رانت خواري و رشوه خواري به ثروت هاي باد آورده رسيده اند ، دلش خون است . پرواضح است در هر جامعه‌اي كه انحصار وجود داشته باشد ، رانت خواري چهره مي نمايد . امروزه به نظر اقتصاد دانان ، اقتصاد كاملا دولتي كه همه چيز در انحصار دولت باشد با شكست مواجه گرديده است .اقتصاد كاملا خصوصي نيز مورد پذيرش اقتصاد دانان نيست بلكه آنان اقتصاد مختلط را تجويز مي نمايند. در اقتصاد كاملا خصوصي اولا كيفيت كالاها نامرغوب مي گردد چون بازار رقابتي وجود ندارد. ثانيا قيمت اجناس گرانتر مي گردد. بنابر اين پول كلاني بدست عده معدودي مي رسد و آنان در مواقعي با سوء استفاده از همين پول هاي باد آورده مي‌توانند در سياست نيز اعمال نفوذ نمايند .

به گزارش خبرگزاري پارس / ميراث فرهنگي به وزارت نيرو پيوست / بانك پاسارگاد شعبه تخت جمشيد/ وام ازدواج مي دهد / استخر ، نام سابق دشت مرغاب است / به همت كارشناسان داخلي / مقبره كورش به جكوزي مجهز مي شود / شعار هفته : آب آباداني ست / نيست ؟ ص 36

شاعر با حلاوت طنز به خطري اشاره مي كند كه مقبره كورش را تهديد مي نمايد. متخصصين امر وجود آب فراوان در اين منطقه را سبب تخريب مقبره كورش مي دانند .

محققين ، كورش را اولين مجري حقوق بشر قلمداد مي نمايند. بدين مناسبت مقبره كورش براي ما ايرانيان از افتخارات باستاني محسوب مي گردد و نبايد موجبات تخريب آن را فراهم آورد . مورخين مي گويند : بابليان ، كورش را نه همچون يك مهاجم بلكه همانند يك مهمان به شهرشان پذيرا شدند . كاهنان يهودي او را نجات دهنده و منجي آسماني مي خواندند . در تورات ذكر شده است كه كورش به شهر بابل آرامش داد. روحانيون بابلي كورش را خداي بابل « مردوك » معرفي نمودند.

كورش در منشور خود كه در حفريات بابل بدست آمده است و با حضور روحانيون بابلي تنظيم گرديده است مي گويد : بدون جنگ وارد بابل گرديده و به خدايان تمام ممالك احترام مي گذارد و هر كدام را به سرزمين هاي خود بازگردانده است.

بيمه ها ، آرامش ما را ربوده اند / بانك ها ، اعتماد ما را به مزايده گذاشته اند ... ص 46

اكسير در اين شعر به يك موضوع مهم امروزي كه در سراسر جهان مطرح است مي پردازد و آن مساله اعتماد مي باشد.

ماكس وبر دانشمند آلماني، در مورد روابط اجتماعي ، مبحث اعتماد را پيش مي كشد. وي مي گويد : اعتماد آمادگي انسانها در جامعه است كه بايد به ديگر افراد جامعه اطمينان داشته باشند و نيز به همان دليل به ديگران اطمينان بدهند . وبر نتيجه مي گيرد كه اعتماد نوعي سرمايه است و به عبارت ديگر ، اعتماد سرمايۀ اجتماعي است .در بطن سرمايه اجتماعي ، انسانها بر روابط نهادينه شدۀ خود آگاهي دارند ، بدين جهت اعتماد بين آنها پديد مي آيد و در درون جامعه يارايي دست زدن به ريسك را پيدا مي كنند كه با عبور از منافع زودگذر خود به سرمايه اجتماعي مي رسند . بوسيله اعتماد ، افراد در درون جامعه آمادگي خطر پذيري براي هدف هاي جمعي را بدست مي آورند.

گفتم مرگ حق است / بنشينم شعري براي مرگ بنويسم / نوشتم – خط زدم / نوشتم – خط زدم / مايوس نشدم ادامه دادم / نوشتم – خط زدم / 54 سال گذشت / خسته شدم گفتم – بروم از زندگي بنويسم / گور پدر مرگ ! / ص 61

شاعر به مخاطب خود اين آگاهي را مي دهد كه هر آنچه بسوي شما جذب شده است ، خود شما به سمت خويش كشيده ايد .

روندا بايرن در كتاب « راز هستي » مي نويسد : اين جذب را از طريق انديشه هايتان انجام مي دهيد . شما قانون جاذبه را به حركت در مي آوريد . قانون جاذبه مي گويد : هر چيزي مشابه خود را جذب مي كند . اين قانون جاذبه با قانون جاذبه عمومي زمين متفاوت است.

دكتر جو ويتالي مي گويد : انديشه ها علامت مغناطيسي اي را مي فرستند كه آنچه را به شما بر مي گردد طراحي مي كند.

جان آسارف مي گويد : شما تبديل به آن چيزي مي شويد كه بيش از همه به آن مي انديشيد و قانون جاذبه انديشه هاي شما را به صورت تجربه به شما باز مي تاباند .

هنرمنداني مانند : شكسپير ، بتهوون ، متفكراني مانند : سقراط و افلاطون ، ادياني مثل : هندوييسم ، بوديسم ، اسلام ، مسيحيت .... تمدن هايي مانند : بابل و مصر اين راز را در نوشته هايشان بيان نموده اند .

قانون جاذبه : قانون آفرينش است . دانشمندان علم فيزيك كوانيم به ما مي گويند : كه كل كيهان از انديشه خلق شده است . شما زندگي تان را از طريق انديشه هايتان و قانون جاذبه مي آفرينيد . شما قادريد زندگي خود را با انديشه خلق كنيد. آنچه هم اكنون مي انديشيد زندگي آيندۀ شما را مي آفريند . آنچه درباره اش فكر مي كنيد همان را پديد مي آوريد .

بدين جهت شاعر با آگاهي از اين قانون جاذبه از مرگ انديشي دوري مي جويد و بسوي زندگي مي رود زيرا مي داند هر انديشه ، مشابه خود را جذب مي كند .

نه اطلس / نه سيزيف اسطوره اي / نه لاك پشت قصه ها / نه عارف غارنشين / نه فيلسوف پست مدرنم / وزغ پيري هستم با اوركت لجني / كه ساليان سال / زير اين سنگ بزرگ گير كرده است /   ص 68

چون عنوان شعر هرمنوتيك است بي مناسبت نيست تا درباره هرمنوتيك مختصر شرحي ارائه گردد:

واژه هرمنوتيك اصلا ريشه يوناني دارد و به معناي تاويل ، شرح و يا فهم معناست . در اساطير يونان «هرمس» پيامهاي رمز آميز خدايان را براي افراد انسان مي آورد و آنها را تاويل و تفسير مي كرد .

« فيلسوفاني مانند : هايدگر ، گادامر ، ريكور مي گويند : يك متن بي نهايت معنا دارد و براي هر متن به تعداد مخاطبين آن متن تاويل وجود دارد.»

پل ريكور انديشمند هرمنوتيك امروزي معتقد به « كشف معناي باطني متن است » بنابراين در جريان تاويل متن، معناهاي جديدي براي مخاطب عيان مي گردد .

نيچه مي گويد : خواست حقيقت همان خواست قدرت است و حقيقت زاده زبان آوري و تاويل هاي ماست و به شدت به عقيدۀ تك معنايي اعتراض مي كرد .

شلاير ماخر مي گويد : مولف از تمام ابعاد آفريدۀ اثر خود بي خبر است و اين به عهدۀ تاويل كننده و منتقد است كه از مولف شناخت دارد . آنچه مهم است اين است كه خود متن بايد استعداد تاويل داشته باشد . يعني بنحوي بتوان برخلاف ظاهر متن تفسير ديگري از آن ارائه نمود  . موضوعي كه متن را قابل تاويل مي كند ، مبهم بودن متن است .

هرمنوتيك مدرن به مخاطب فرصت مي دهد ، حتي از خود مولف تاويلي عميق تر پيدا نمايد به عبارت ديگر مخاطب متن را از آفريننده اش بهتر درك و تاويل نمايد .

ادبيات عرفاني چون مملو از تجربيات مبهم است ، از هرمنوتيك بالائي برخوردار است . « آنچه از علم تاويل استنباط مي گردد اين است كه هر متني با هر نيتي كه نوشته شود پس از كامل شدن از مولف خود جدا مي‌شود و هويتي مستقل پيدا مي كند . ديگر براي فهميدن متن نيازي به شناخت مولف نيست »

« هرمنوتيك در وراي متن و در ارتباط انسان با جهان شكل مي گيرد »

بيكار كه مي مانم / كنترل ها را كنترل مي كنم /  كنترل تلويزيون / كنترل ويدئو /  كنترل ضبط ، كولر ... / امان از دست اين همه كنترل ! ص 32

اگر از نظر محاسن و معايب به اين موضوع بپردازيم ، اين همه كنترل از جهتي مزايا و رفاه فزاينده اي براي جوامع بشري فراهم آورده و از جهت ديگر خطراتي براي جوامع انساني مي تواند داشته باشد . به عنوان نمونه و اجمالا به هر مورد اشاره مي گردد :

امروزه دولت الكترونيك پديده آمده است و بسياري از كشورها از اين تكنولوژي بهره مي برند. داشتن دولت الكترونيك يعني انتقال فعاليت هاي دولتي به اشكال اينترنتي . دولت الكترونيك يعني آسان كردن دسترسي مردم به حجم زيادي از اطلاعات گوناگون با اينترنت ، ارتباط مردم با دولت ساده تر مي شود .

سرعت رد و بدل اطلاعات ، ميان دولتمردان و شهروندان عادي به طرز شگفت انگيزي افزايش مي يابد . مهمترين ويژگي يك دولت الكترونيكي پيشرفته ، برقراري ارتباط است . هر چند تكنولوژي جديد دولتها را براي مردم شفاف تر و دست يافتني تر مي كند ، اما فرصت هاي جديد نيز در اختيار قدرت هاي سياسي   مي گذارد تا بطرز موثري به تبليغ خود بپردازند و اطلاعات نامعتبر و حتي نادرستي به مردم ارائه دهند . دولت هاي الكترونيك ، نمي توانند نظامهاي كنوني دولت را دگرگون كنند ، بر عكس اين خطر وجود دارد كه ورود تكنولوژي جديد به حكومت ، جامعه را شفاف و بنابراين قابل كنترل تر نمايد.                                     

                                       

 

نام كاربري :
رمز عبور :

» عضویت «

بازديدکنندگان اين صفحه:: 1122 | بازديدکنندگان امروز: 390 | کل بازديدکنندگان: 4705606 | زمان بارگزاري صفحه: 0/1406 ثانيه
تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به شركت هزاره فناوری تابان و مؤسسه شهر باران آستارا می باشد