به شهر الكترونيك آستارا خوش آمديد.

توسعه

 منبع : سايت آستارا

 نويسنده : هرمز محمد پور ليما    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1388/02/01   ( آخرين ويرايش : 1388/09/19 )

مقدمه

در نيمه دوم قرن بيستم هيچ مسئله‌اي به اندازه توسعه ذهن سياستگذاران و انديشمندان جهان سوم را به خود مشغول نكرده است ، توسعه از يك سو بيانگر آرزوها و روياهاي جوامع واپس مانده و فقير است كه مي‌خواهند طلسم عقب ماندگي را بشكنند و از دور باطل فقر و جهل خود را رها سازند و از سوي ديگر منشأ بسياري از ناكاميها ، سرخوردگيها ، از خود بيگانگيها ، بي‌ثباتيها ، وابستگيها ، تضادها و دوگانگيهاي اجتماعي و فرهنگي در اين كشورها بوده است . از جنگ دوم جهاني كه تب توسعه به دنبال گسترش نظام ارتباطات و رسانه‌هاي همگاني حمل و نقل و جهانگردي و آشنايي ملتهاي واپس مانده با پيشرفتهاي جهان بالا گرفت ، آرزوي تحقيق جامعه‌اي مرفه ، سالم و پيشرفته در اذهان زنده شد و تاريخ نيم قرن گذشته در كشورهاي واپس مانده با تلاش در جهت پيشرفت و توسعه در آميخت .

تجربه توسعه در دهه‌هاي اخير نشان مي‌دهد هر چه كشورهاي واپس مانده در راه پر پيچ و خم و صعب العبور توسعه بيشتر پيش رفته‌اند ، بيشتر با مشكلات آن آشنا شده‌اند و اميد خود را در رسيدن به قلة توسعه يافتگي بيشتر از دست داده‌اند .

تنها تعداد كمي از اين كشورها توانسته‌اند بر اين مشكلات و تنگناها فائق شوند ، و خود را از اين دور باطل نجات دهند .

راستي چرا ؟ چرا دست آورد اغلب كشورهاي جهان در زمينه توسعه و صنعتي شدن ناچيز است ؟ تنگناهاي اصلي كجاست و چطور بايد بر آن غلبه كرد ؟ آيا اصولا مي‌شود از تلاش در جهت توسعه و صنعتي شدن دست كشيد ؟ آيا مي‌توان همان ساختار اقتصادي گذشته را حفظ كرد ؟ اين پرسشهايي است كه بايد براي آن پاسخهايي يافت . ولي براي آنكه بتوانيم به اين پرسشها پاسخ دهيم .لازم است فراگرد توسعه را بشناسيم .

توسعه را مي‌توان مجموعه فعالتيهايي براي هدايت جامعه در جهت ايجاد توسعه مطلوب زندگي بر اساس نظام ارزش مورد پذيرش مورد پذيرش تعريف كرد . پس توسعه طيفي از تغييرات بهم پيوسته در جهت تأمين نيازهاي رو به گسترش جامعه است . به عبارت ديگر توسعه فراگردي است كه شرايط زندگي نامطلوب را به شرايط مطلوبي تبديل مي‌كند .

در جامعه شناسي ، نوسازي كه مفهومي وسيع‌تر از توسعه به مفهوم اقتصادي آن است مطرح مي‌شود . نوسازي تحولي است در نهادهاي سياسي و حقوقي ، در نگرشها و رفتارهاي فردي و جمعي و پيشرفت تكنولوژي و رونق و شكوفايي اقتصادي ، نوسازي از يك سو شامل هدفهايي است كه كشورهاي در حال رشد در تحقيق آن تلاش مي‌كنند مانند رفاه ، استقلال سياسي و عدالت اجتماعي . در اين صورت نوسازي مجموعه‌اي از اعتقادات و باورهاست كه مي‌خواهد جامعه‌اي بهتر ، عادلانه تر و شرافتمندانه‌تر را محقق سازد .

از سوي ديگر نوسازي شامل فراگردي است كه به تلاشهاي ملتهاي در حال رشد در جهت پيشرفت اقتصادي و سياسي و اجتماعي اشاره دارد . اين فراگرد حاوي برنامه‌هايي در زمينه‌ صنعتي شدن ، توسعه كشاوزري ، گسترش آموزش همگاني ، و تثبيت نظام سياسي ، مي‌باشد .

تنوع كشورهاي در حال رشد يعني تنوع در سنتها ، نظامهاي اقتصادي ، منابع نيازها و موقعيت جغرافيايي و بين المللي ، ايجاب مي‌‌كند كه الگوهاي رشد و توسعه هر كشوري با كشور ديگر متفاوت باشد . در يك كشور مثلا جمعيت مسئلة حاد است ، در كشور ديگر انتقال تكنولوژي مسئله حياتي است ، در كشور سوم بايد روند شهرنشيني تسريع شود ، در كشور چهارم لازم است حتماً اين روند معكوس شود . از اين جهت برنامه‌ريزي توسعه در كشورها بايد بر حسب شرايط خاص آن كشور تدوين گردد . بطور كلي نوسازي با توسعه فراگير بيش از همه از جنبه‌هاي آينده‌نگري برخوردار است كه هدفهاي آن را رفاه اقتصادي پويايي ، سياسي ، تساوي اجتماعي ، شكوفايي فرهنگي و علمي تشكيل مي‌دهد و بايد به عنوان يك فراگرد برون‌زا با ويژگيهاي اقليمي ، فرهنگي و منابع يك كشور انطباق داده شود .

تعاريف توسعه

تاكنون تعاريف گوناگوني در ادبيات از توسعه شده است كه هر كدام به وجهي از اين فراگرد پيچيده و چند وجهي را مورد توجه قرار داده است .

برخي از نويسندگان از صنعتي شدن ، برخي از رشد اقتصادي ، برخي از توسعه سياسي و عده‌اي هم از نوسازي (مدرنيزاسيون) جوامع سنتي سخن گفته‌اند مقصود همه اينها هم شايد همان توسعه باشد كه به خاطر پيچيدگي و پويايي فراگرد آن تجليات گوناگوني به خود گرفته است . در اينجا سعي مي‌كنيم برخي از اين تعاريف را ارائه دهيم . نخست به صنعتي شدن و توسعه اقتصادي مي‌پردازيم :

صنعتي شدن جستجوي بهره‌وري رو به افزايش مستمر كار از طريق نوآوري تكنولوژيك و سازماندهي عقلايي كار است . در اينجا صنعتي شدن بيشتر ارتقاء بهره‌وري كار را در بر مي‌گيرد و خود بخشي از توسعه و رشد اقتصادي است .

توسعة اقتصادي عبارت است از : به كارگيري عوامل اقتصادي گوناگون به منظور درآمد سرانه ، ارتقاء سطح زندگي و بهبود شرايط زيست . توسعه يا نوسازي مفاهيمي است كه صنعتي شدن و رشد اقتصادي را هم در بر مي‌گيرد و آن عبارت است از : مجموعه فعاليتهايي كه جامعه را به سوي زندگي بهتر و متوازن جمعي و گروهي و تامين نيازهاي افراد جامعه در جهت خير و صلاح آن سوق مي‌دهد . در اينجا بايد توجه داشت كه مفهوم توسعه فراگير و يا نوسازي به داوري ارزشها متكي است . اقتصاددانان بيشتر بر ارتقاء سطح زندگي برداشت خاصي دارد و به يك اندازه به آن اهميت نمي‌دهد . محتوي آموزش جامعه از يك سو بايد پاسخگوي نيازهاي رشد اقتصادي باشد و از سوي ديگر براي ساختن انساني كه در نظام ارزشي آن جامعه انسان آرماني محسوب مي‌شود ، بكوشد . در اينجاست كه مي‌بينيم الگوهاي توسعه نمي‌تواند بدون توجه به ارزشهاي فرهنگي جامعه تدوين شود ، هر چند توسعه وجوه مشتركي از جهت جهاني هم دارد كه‌ مي‌تواند مبنايي براي مقايسه ميزان توسعه يافتگي كشورها با يكديگر قرار گيرد .

« الكس آنگلس » يكي از پژوهشگران كه روي توسعه فردي كار كرده است ، شش وجه مشترك براي مقايسه ميزان توسعه يافتگي جوامع ارائه داده است :

1- آمادگي براي پذيرش انديشه‌هاي نو و آزمودن شيوه‌هاي تازه .

2- آموزش براي بيان نظر .

3- علاقه‌مندي به حال و آينده به جاي علاقه شديد به گذشته .

4- وقت شناسي و گرايش در جهت سازمان دادن و برنامه‌ريزي كردن و افزايش كارايي ، قابل محاسبه دانستن پديده‌ها و برخورد منطقي با مسائل.

5- اعتقاد به علم و تكنولوژي به عنوان وسيله‌اي براي كشف و شناخت .

6- اعتقاد به اينكه همه مردم حقوق مساوي دارند .

پس فراگرد توسعه هم يك فراگرد عيني است و هم ذهني و ارزشي و از اين جهت تعريف كاملا عيني نمي‌توان براي آن ارائه داد و هميشه تا حدي مبتني بر ارزش خواهد بود .

از آن گذشته هر يك از علوم اجتماعي همان طور كه گفتيم ، بر يكي از وجوه اين فراگرد انگشت مي‌گذارند . در حالي كه اقتصاددانان افزايش درآمد سرانه را هدف مي‌گيرند جامعه شناسان به افزايش ميزان مشاركت و دگرگوني نهادهاي قدرت در جامعه اشاره دارند و روانشناسان به انعطاف پذيري ذهني و همدلي و انگيزه يك موفقيت توجه نشان مي‌دهند ، زيرا فرد را هدف مي‌گيرند . روانشناسان معتقدند اساساً خصوصيات فردي باعث تحرك جامعه مي‌شود و جامعه‌اي توسعه پيدا مي‌كند كه افراد آن ظرفيت كشف اسرار طبيعت و به كارگيري دانش براي تأمين زندگي بهتر داشته باشند . از اين جهت قبل از همه افراد بايد به نحوي تربيت شوند كه اعتماد به نفس ، شهامت و جرأت خطر كردن پيدا كنند و براي كسب موفقيت انگيزه‌اي قوي داشته باشند ، به زندگي با ديده خوش بيني بنگرند و به آينده بيشتر از گذشته بها بدهند .

از ديد برخي ديگر از دانشمندان توسعه زماني تحقيق پيدا مي‌كند كه انسانها مهارتهاي كافي براي زندگي در جامعه پيچيده را پيدا كرده باشند و با كسب مهارتهاي فني بتوانند تكنولوژي روز را به كار گيرند و همچنين با يافتن مهارتهاي فرهنگي و اجتماعي بتوانند خود را با اوضاع و احوال پيچيده جامعه امروز انطباق دهند . در نتيجه براي آنها مسئله مهم يادگيري است  و اصولاً توسعه را قبل از هر چيز فراگرد يادگيري مي دانند .

دانشمندان علوم ارتباطي به گسترش شبكه اطلاعات و ارتباطات در جامعه اهميت مي دهند و آن را يكي از پيش شرطهاي هر نوع توسعه اي مي دانند زيرا معتقدند كه اساس جامعه امروز بيشتر بر اطلاعات و ارتباطات قرار گرفته است .

البته تمام دانشمندان و پژوهشگران كه براي توسعه مطالعه كرده اند ، كم و بيش به آثار منفي و مخرب آن هم اشاره دارند . توسعه باعث افزايش تنشها و كشمكشهاي اجتماعي وسياسي مي شود، و در نتيجه كمتر جامعه اي است كه پس از يك دوره سريع  توسعه با اغتشاش مواجه نشده باشد . همچنين توسعه غالباً تنازعهاي نژادي و قومي را به ويژه در كشورهايي كه از اين جهت داراي بافت ناهمگون باشند . تشديد مي كند . از جهت رواني ، تشنج و سروصدا و تراكم و جابجايي و دگرگوني و انفجار انتظارات و افزايش سرخوردگيها باعث افزايش بيماريهاي عصبي و رواني مي شود ، زيرا توسعه همه چيز را دگرگون مي كند و افراد نمي توانند با اين تغييرات خود را سازگار كنند .

در همين زمينه برخي از پژوهشگران معتقدند ناهنجاريهاي اجتماعي و خشونت و كج رفتاريها افزايش پيدا مي كند و نابسامانيهاي رفتاري گسترش مي يابد .

شاخصهاي توسعـه

از آنجا كه فراگرد توسعه فراگرد چند وجهي و پيچيده اي است ، نمي توان براي آن شاخص واحدي پيدا كرد در نتيجه بايد تمام وجوه ( توسعه اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و ... ) را مورد سنجش قرار داد ، از اينجاست كه هنوز از جهت روش شناختي شاخصي كه بتواند تمامي اين فراگرد پيچيده را به صورت كمي بيان كند  پيدا نشده است .در ادبيات موجود درباره توسعه ، نقش و تناسب شاخصها ، اهميت عوامل گوناگون به عنوان شاخصهاي توسعه ، كمي كردن شاخص هاي اجتماعي ، اقتصادي و سياسي صحبت شده است .در حال حاضر شاخصهاي زير از ميان شاخصهاي موجود بيش از همه مورد توجه قرار دارند :

1- در آمد سرانه

2- توزيع درآمد

3- اميد به زندگي

4- ساختار شهرنشيني

5- درصد شهرنشيني

6- درصد بيكاري

7- ساختار اشتغال

8- مصرف سرانه انرژي

9- نسبت دانش آموزان و دانشجويان به كل جمعيت

10- نسبت پزشك و تخت بيمارستان به 1000 نفر جمعيت كشور

11- ميانگين افراد بر حسب اتاق

12- ميزان رشد توليد ناخالص ملي

13- هزينه هاي پژوهش و توسعه به توليد خالص ملي

14- ارزش ميزان مبادلات بين المللي

15- نسبت دانشمندان به مهندسين و مبتكرين به كل نيروي انساني

تاكنون رايج ترين و ساده ترين شاخص رشد و توسعه درآمد سرانه و توليد ناخالص ملي بود .

نام كاربري :
رمز عبور :

» عضویت «

بازديدکنندگان اين صفحه:: 1003 | بازديدکنندگان امروز: 348 | کل بازديدکنندگان: 4705564 | زمان بارگزاري صفحه: 0/1406 ثانيه
تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به شركت هزاره فناوری تابان و مؤسسه شهر باران آستارا می باشد