به شهر الكترونيك آستارا خوش آمديد.

تلفن همراه (موبايل) در تفكر جامعه شناسان و فلاسفه

 منبع : سايت آستارا

 نويسنده : هرمز محمد پور ليما    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1388/02/01   ( آخرين ويرايش : 1388/09/19 )

فن آوري از آن دست پديده‌هاي متناقضي‌ست كه در هزاره سوم ميلادي روز به روز پيچيده‌تر عمل مي‌كند . از يك سو ، به نحوي ناخودآگاه ما را به سمت « شي وارگي جديد » و به قول كارل ماركس ، « اليناسيون » ( از خود بيگانگي )‌ سوق مي‌دهد و از سوي ديگر « در تن » خود امكان رهايي فرد را مهيا مي‌كند .

براي مثال ، وب لاگ‌ها در عين حال كه فرد را تحت  سيطره در مي‌آورند ، همزمان تبديل به تريبوني مي‌شوند كه فرد قادر است از دورن آن خود را بيان كند ، حتي خود شيء واره‌اش را .

فن آوري در ميان فلاسفه هم ، مورد بحث و چالش‌هاي فراوان قرار گرفته است .

فيلسوفان چپ به ويژه آنهايي كه بر مفهوم ماركس از اليناسيون تاكيد دارند و نيز هايدگري‌ها ، جزو منتقدان فن آوري هستند و در اين زمينه كتاب‌ها و مقالات بي شماري نوشته‌اند .

در چند سال اخير ناشري به نام « Icon – Books » مجموعه‌اي از كتاب‌هاي جيبي منتشر كرده كه پديده‌هاي امروز را از ديدگاه فيلسوفان معاصر به بحث مي‌گذارد . از جمله اين كتاب‌ها :        « هايدگر ، هابرماس و تلفن همراه » .

اين كتاب صرفاً تفكر اين دو فيلسوف را تبيين نمي‌كند ، بلكه ديدگاه‌هاي آنها را درباره تلفن همراه به تعامل مي‌كشد .

براي مثال ، ابتدا نمونه‌هايي از آگهي شركت‌هاي مخابراتي را مي‌آورد و آنگاه با رجوع به فلسفه اين دو فيلسوف مساله تلفن همراه را در جهان امروز به تصوير مي‌كشد .

واژه Mobil  كه در فارسي به تلفن همراه معروف است ، در انگليسي به معناي سيار ، روان ، متحرك و انعطاف پذير است . فعل Mobilize هم به معناي بسيج كردن است . اين نكته از آن رو داراي اهميت است كه نويسنده كتاب از واژه Mobil مشتقاتي ساخته كه در برگردان فارسي بايد به آنها دقت شود . اما چرا نويسنده كتاب ، جرج مايرسان به پديده تلفن همراه توجه كرده است ؟ درك اين نكته مهم است چون نوعي تمرين و يادگيري براي تفكر در ايران نيز محسوب مي‌شود. در واقع روشي براي نگاه به جامعه امروز جهاني‌ست و اينكه چگونه با « نگرش فلسفي » در زندگي پيرامون خود مي‌توانيم پديده‌ها را تبيين كنيم .

تلفن‌ همراه به دو مفهوم اشاره دارد :

1- گفت و گو و سخن گفتن ( Talk )

2- ارتباط (‌ Communication ) هر دوي اين مفاهيم در ادبيات هايدگروهابرماس به كار رفته است . و نويسنده در جاي جاي كتاب خود با ارائه مستنداتي از دو كتاب مهم اين دو فيلسوف يعني :

1- وجود و زمان اثر مارتين هايدگر

2- نظريه كنش ارتباطي اثر يورگن هابرماس به اين دو مفهوم و تلفن همراه مي‌پردازد .

جرج مايرسان مي‌گويد : « امكان انتقال تلفن صرفاً فرآيند فن‌آوري به شمار نمي‌آيد ، بلكه يك فرهنگ است .»

همان طور كه مي‌دانيم هايدگروهابرماس از منتقدان فن‌آوري هستند ، البته نه مخالف آن .

آنها معتقدند اينها مفاهيمي انساني ست كه بايد سوار بر فنآوري شود و نه برعكس.

هايدگر مي‌گويد : « بشر خود را به عنوان موجودي نمايان مي‌كند كه سخن مي‌گويد » از نظر هايدگر سخن گفتن ؛ فعاليتي بنيادين است كه فرد تجربه خودش را از « بودن با ديگري » بيان مي‌كند . به اعتقاد مايرسان ، اين مساله با اصل كلي شركت « نوكيا » سازگار است .

از نظر هايدگر ، در امر ارتباط ، مساله عمده ، شنونده است نه گوينده .

ارتباط ، درك شنونده است .

اين ايده هايدگر در نظريه كنش ارتباطي هابرماس حلول مي‌كند . اما در تقابلي با « امكان انتقال » به وجود مي‌آيد از نظر هابرماس ارتباط راستين در فهم و درك است . كنش ارتباطي در استفاده از زبان به سوي فهم اشاره دارد . همچنان كه بايد انتظار داشت او با « كنش ابزاري » مخالف است . هابرماس به مكتب تفكر انتقادي فرانكفورت تعلق دارد كه از مخالفان « عقل ابزاري » بودند .

كنش ارتباطي به معناي كنترل شخصيتي و دست يافتن به اهداف شخصي فرد است . از ديدگاه هايدگر ارتباط به مفهوم كنترل شخصي‌ست .

اما اين درست كاري‌ست كه فن‌آوري تلفن همراه صورت مي‌دهد . به عبارتي اين پديده ، اهداف شخصي افراد را تامين مي‌كند و فرد را مهيا مي سازد تا به كنترل شخصي دست يابد . مايرسان معتقد است در دنياي پست مدرن امروز ، « موباليزه شدن » شيوه‌اي‌ست كه در آن تلفن جديد به اقتصاد جهاني وارد مي‌شود و تلفن همراه تجسم روح « محيط متغير » است . مايرسان پرسش‌هايي درباره « امر ارتباطي » مطرح مي‌كند و سپس از منظر شركت‌هاي مخابراتي و ديدگاه دو فيلسوف آن را تبيين مي‌كند .

ارتباط چيست ؟ من و ما چرا ارتباط ؟ چه كسي ارتباط برقرار مي‌كند ؟ دستگاه يا صدا ؟ چه چيزي در ارتباط ارسال مي‌شود ؟ پيام يا معناي آينده ارتباط چيست ؟ ارزش يا پول ؟ شعار شركت تلفن « تله كام » بريتانيا : « وسيله‌اي خوب براي گفت و گو ... » گفت و گو يا سخن هنوز موضوع مهمي در متن عظيم فرهنگي به شمار مي‌آيد ، اما امروزه به دليل قابليت جابه جايي تلفن اين شعار چنين شده است : « وسيله‌اي بزرگ براي ارتباط ... »

در حال حاضر مردم بيشتر گفت و گو مي‌كنند . به عبارتي ، سخن گفتن يا گفت و گو شتاب پيدا كرده است . سخن گفتن قديمي داراي حركتي آرام بود كه جاي خود را به همخون شتابدار خود يعني « ارتباط » داده است . تلفن يك شي يا فن‌آوري است ، اما تلفن بخشي از نظام فكري نيز هست و حتي شيوه نگرش به زندگي امروزه است . پس « امكان انتقال » اين است كه تلفن قديمي ديگر به كار نمي‌آيد و ما نظام فكري قديمي را پشت سر گذاشته ايم . گفت و گو يا سخن گفتن به معناي قديمي ، حضور و تماس شخصي با شخص است . ولي اين سنت در سيار شدن تلفن كنار رفته است .

آگهي شركت نوكيا : « آن كه همراه شماست ، مهمترين شخص است و براي گفت و گو با او ...» نوكيا و هايدگر ، هم همپوشاني دارند و هم ، آنتي تز يكديگرند . مي‌‌توان گفت : اين همان روندي است كه فيلسوفان قديمي به دنبالش بودند .

در عين حال كه به گفت و گو و ارتباط عقيده داشتند . كارل ياسپرس بعد از هايدگر در سال 1932 درباره بشر مي‌نويسد : «‌ حقيقت فلسفي ، تمام ابناي بشر را به مثابه « امكاني » مي‌بيند كه وظيفه‌اش برقراري ارتباط با آنهاست » او بر مبناي ايده گفت و گو و « وجود » هايدگر ، نگرش فوق العاده‌اي‌ از وضعيت انساني ارايه مي‌دهد .

به نظر ياسپرس ، وظيفه ما به عنوان موجود بشري ، ارتباط باديگران است .

آگهي شركت نوكيا : « امروزه تلفن‌هاي همراه ، بيش از يك ميليارد و 341 ميليون نفر را پوشش مي‌دهند ، از هر سه نفر در آمريكا يكي با آزادي مي‌تواند ارتباط برقرار كند ؛ هر وقت كه بخواهد ، هر جا كه بخواهد ... »

در اينجا دو نكته وجود دارد :

1- آزادي

2- ارتباط پس از نظر نوكيا توانايي در برقراري ارتباط به معناي آزاد بودن است .

يك آگهي تبليغاتي : « فن آوري تازه موباليزه شده ، به شما كمك مي‌كند تا شيوه ارتباطي خود را كنترل كنيد ... »

پس تلفن همراه به معناي كنترل است . اما آيا شما به عنوان فردي منفرد مي‌توانيد از كنترل سخن بگوييد و ارتباط ، كنشي منحصر به فرد است ؟ از نظر هايدگر و هابرماس با يك دست كف زدن ، راحت ترست تا اين كه ارتباطي يك نفره و منفرد برقرار كنيم . اگر چه اين مساله مركز مفهوم تلفن همراه است . هايدگر مي‌گويد : « گفتماني كه خود را بيان مي كند ، ارتباط است . گرايش وجود اين است كه شنونده را به مشاركت گيرد ... ارتباط از گفتمان آغاز مي‌شود ، از خود زبان . » در نگرش هايدگر ، ارتباط به معناي گوينده‌اي فردي نيست كه خواهان كنترل باشد . اگر در تعريف او از ارتباط ، فرد مطرح است ، منظور شنونده است ، نه گوينده . ارتباط يعني فهم شنونده . منظور او اين است كه شنونده بايد داراي تجربه سوژه مورد بحثي باشد كه به معناي سهيم شدن با گوينده است .

بنابراين ، تلاشي براي كنترل ، نقض ذات ارتباط واقعي‌ست . به همين لحاظ ، ايده ارتباط شخصي خود داراي تناقض است .

هابرماس نيز مي‌گويد كه نمي‌توان كنش ارتباطي را به عنوان فردي در نظر گرفت كه در پي هدف شخصي‌ست . از نظر او كليد راهيابي به ارتباط واقعي ، فهم است . كنش ارتباطي ، روند دستيابي به فهم است .

روند توافق ميان گوينده و سوژه‌هاي فعال . از طرف ديگر هابرماس بين « پيام و معنا » تمايز قايل است . او مي‌گويد كه عقلانيت آن است كه فرآيند كنش ارتباطي داراي دلايلي باشد . مردم بايد طوري عمل كنند و به شيوه‌اي سخن بگويند كه بتوانند دلايلي ارايه دهند . پس بيان داراي معناست تا جايي كه گوينده بتواند دلايلي عرضه كند . اما در عين حال پيام ، بياني‌ست بدون ادله . از نظر هابرماس جامعه‌اي كه امورش مبتني بر بيست ياسي پيام در ساعت باشد ، به زودي آنچه را در بيان  معنادارش وجود دارد ، فراموش مي‌كند . چنين جامعه‌اي بيمار گونه است : « اين آسيب شناسي‌هاي ارتباط ، نتيجه اختلاط بين كنش دستيابي به فهم و كنش دستيابي به نتيجه مطلوب است » در جهاني كه پيام به سرعت ارسال مي‌شود ، هدف ، دستيابي به نتيجه مطلوب است . پس در چنين جامعه‌اي به معناي عميق ، ارتباط كه نقش اساسي در تكامل بشري دارد ، از بين مي‌رود .

به نظر هابرماس از فهم و پاسخگويي‌ست كه ما به ارتباط عقلاني دست مي يابيم ، پس مهمترين ويژگي مغشوش ايده تلفن همراه ، اين است كه هيچ فضايي براي نقدگرايي و دستيابي به توافق واقعي باقي نمي‌گذارد .

هايدگر مي‌گويد : «‌ به همين طريق ، هر گفتمان مخالفي تقريباً و مستقيماً از فهم بر مي‌خيزد ، فهمي كه گفتمان آن است و هميشه در بودن سهيم است ! »

در نگرش جامعه به تلفن همراه ، ارتباط هنگامي خوب صورت مي‌گيرد كه نتيجه مطلوب ، سريع حاصل شود . در نگرش هايدگر ، ارتباط زماني خوب انجام مي‌شود كه از بيان اوليه برخاسته باشد ، شايد از فضا و زمان و حتي خيلي عميق‌تر ، از فهم بشري .

منظور هايدگر نزديكي صداي پاسخ دهنده با منشأ است . هايدگر مي‌گويد : « آن كه مي‌فهمد ، مي‌تواند گوش سپارد . » در نگرش تلفن همراه ، هر كس اطلاعات بيشتري به دست آورد ، بيشتر ياد مي‌گيرد .

اما براي هابرماس هم مهم اين است كه مردم چطور دانش كسب مي‌كنند و چطور از آن بهره مي‌برند . در تئوري او ، براي مثال دو نفر يكسان اطلاعات به دست مي‌آورند اما ممكن است يكي غني تر و تواناتر از ديگري اطلاعات كسب كند .

فردي كه دانش را از طريق گفت و گويي اصيل به دست مي‌آورد ، فهم عميق‌تري نسبت به كسي دارد كه اطلاعات را با سرعت به دست مي‌آورد . هابرماس خواهان حداكثر اطلاعات در كمترين زمان نيست .

بنابراين ، موباليزه شدن با تئوري عقلانيت ارتباطات بسيار متفاوت است . انتخابات در دولتي كه شهروندانش را مبتني بر مدل تلفن سازمان داده است ، خيلي تفاوت دارد با دولتي كه تلاش مي‌كند فضا را براي نقدگرايي و اجماع جديد بازنگهدارد .

اما به نظر مي‌رسد مبارزات انتخاباتي بيش از پيش درگير هدف كسب اطلاعات است ، گويي وارد دوره « تلفن همراه – سياست » ( M-Politics ) شده‌ايم . اگر چه از نظر هايدگر ، ارتباط ، بخشي از پديده گسترده‌تري بود كه آن را گفتمان مي‌ناميد ، ارتباط ، گفتماني بود كه خودش را بيان مي‌كرد : « گفتمان ، بيان امر قابل فهم است » گفتمان ، شيوه‌اي‌ست كه طبق آن فرد در شعور خود مي‌يابد كه جهان قابل فهم است و تجربه‌اي خاص از جهان مي‌تواند معنا داشته باشد .

اما امروز عده كثيري نيز بر اين باورند كه ارتباط يك نفره در آينده به تكنيكي ناب بدل خواهد شد . اين « تلفن همراه – ارتباط » (‌ M-Communication )‌ فلسفه را به آن شكل سابقش از هايدگر تا هابرماس پايان مي‌دهد . و اين البته نظري است كه جرج مايرسان در كتابش به نام هايدگر – هابرماس – تلفن همراه بيان كرده است .

 

منابع :

1-George Myerson. Heidegger Habermas,

and the Mobile Phone Cox and Wyman Ltd.

2- وجود و زمان – مارتين هايدگر

3- نظريه كنش ارتباطي – يورگن هابرماس

نام كاربري :
رمز عبور :

» عضویت «

بازديدکنندگان اين صفحه:: 980 | بازديدکنندگان امروز: 339 | کل بازديدکنندگان: 4705555 | زمان بارگزاري صفحه: 0/1248 ثانيه
تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به شركت هزاره فناوری تابان و مؤسسه شهر باران آستارا می باشد