به شهر الكترونيك آستارا خوش آمديد.

فرادستي مردان و فرودستي زنان

 منبع : سايت آستارا

 نويسنده : هرمز محمد پور ليما    ایمیل :

 نوشته شده در تاريخ : 1388/02/01   ( آخرين ويرايش : 1388/09/19 )

مقدمه :

« هرگز در اين شك مكن كه گروه كوچكي از شهروندان متعهد و انديشمند مي‌توانند دنيا را تغيير دهند زيرا اين تنها دليلي است كه دنيا تغيير كرده است  » مارگارت ميد .

يكي از رشته‌هاي بسيار كارآمد و جذاب در حوزه مطالعات زباني بويژه در بررسي‌هاي مربوط به رابطه زبان و جنسيت ، زبان شناسي اجتماعي است كه متأسفانه در ايران كمتر به آن توجه شده است يعني بررسي عوامل مؤثر بر زبان از بُعد جنسيت . توزيع قدرت در ميان افراد به ميزان آگاهي نسبت به زبان و قدرت بر حسب جنسيت بستگي دارد و در ساختار قدرت صرفاً روابط ميان طبقات فرادست و فرودست مطرح نيست و صرفاً مردان برزبان اعمال قدرت نمي‌كنند . و در واقع زنان و مردان در چنبره محدوديت‌هاي ذهني خود يكديگر را باز شناخته و مي‌سازند . سئوالات متعددي در اين زمينه‌ها مطرح است . از جمله اينكه آيا در زبان فارسي نابرابري جنسيتي وجود دارد ؟ در صورت مثبت بودن ، عوامل مؤثر بر آن كدامند ؟ و آيا با اصلاح زباني مي‌توان به اصلاح اجتماعي دست زد يا خير ؟

با اساس عبارات و اصطلاحات آورده شده در اين مقاله اين زنان هستند كه مورد فرودست انگاري قرار گرفته‌اند و نابرابري زباني به زبان جنسيت مذكر اصلاً وجود ندارد .

افراد بر حسب جنسيت به دو طبقه زباني تقسيم مي‌شوند كه تفاوت ‌هاي با طبقه اجتماعي دارد و عوامل فرهنگي و اجتماعي در بروز نابرابري‌هاي جنسيتي بسيار مهم و اساسي هستند .

بررسي نشان مي‌دهد كه زبان فارسي زباني شديداً جنسيت زده است . اگر زنان به گونه‌اي خاص صحبت مي‌كنند ، مردان هم به گونه‌اي متفاوت با آ» صحبت خواهند كرد و در نهايت غيبت كردن را مختص زنان مي‌دانند ! بعبارتي براي آنكه مردان و زنان مخالف باشند ، متفاوت بودن شرط اول است . بديهي است كه پايگاه زنان در مقايسه با پايگاه مردان در حمزه‌هاي مختلف زندگي اجتماعي ، از جمله فرصت‌هاي شغلي ، مالكيت ، درآمد و مانند آن با عوامل نامساعد بسيار همراه است . چرا كه براي اكثريت عظيم زنان تخصيص پاداش‌هاي اجتماعي و اقتصادي اساساً به واسطه وضعيت خانواده‌هايشان و به ويژه وضعيت رئيس ( مرد )‌ خانواده تعيين مي‌گردد .

عبارات و اصطلاحات جنسيت زده

آب كردن دختر : آب كردن يعني مايع ساختن ... ، نامرغوب را فروختن ( مخصوصاً به انواع حيله) ، فروختن و رد كردن ، آب كردن دختر يعني به شوهر دادن او به هر نحو كه ميسر باشد .

آب گذرون ، ريگ ته جوب : زن صيغه‌اي در برابر زن عقدي ، آشنا و رفيق در مقابل برادر و مثل آن ، تازه رسيده پيش قديمي .

آبت نبود ، نونت نبود ، زن گرفتنت چي بود ؟ سرزنش به آسوده‌اي كه خود را گرفتار كرده باشد.

آپارتي / آپاردي : پررو و حقه باز و دهن دريده ، زني كه حق خود ا با خشونت طلب كند .

آتشپاره : شخصي بسيار پر جنب و جوش و پر تحرك و ناآرام كه بدين سبب گاهي هم موجب آزار ديگران مي‌شود ؛ زيرك و حيله‌گر (صفت براي زن ) .

از حمام مي‌آيي برو خانه شوهر ، از جامه شويي خانه مادر : بعد از حمام زن پاكيزه تر است و البته به چشم شوي زيباتر آيد و پس از جامه شويي به خوردن زياده ميل كند و شايد نزد بعض شوهران بدآيند باشد .

از را برو ، بيرا نرو ، هر چن كه راهت دورتره ، دختر بگير ، بيوه نگير ، هر چن دختر گرون‌تره: دستور افراد محتاط در دوري جستن از كج‌روي .

از زن كمتر : نوعي دشنام .

از سه چيز بايد حذر كرد : ديوار شكسته ، زن سليطه ، سگ گيرنده : سه چيز است كه دوري از آنها واجب است . اين سه چيز عبارتند از : بي حرمتي و بي‌آبرويي ، زن مسلط ، و سگ هار .

از صب تا شب زن صدتا آدمه : اشاره به مردي دارد كه در حين كار روزانه مجبور است در موارد بسياري كوتاه بيايد .

از مردم سرفراز نزيبد كه با زن نشيند به راز (فردوسي) : شايسته بزرگان نيست كه راز خود را به زنان بگويند .

اسب و زن و شمشير وفادار كه ديد : از مركب و زن و وسيله جنگاوري ( شمشير ) اميد وفاداري نمي‌رود.

آفت : زن فتانه و زيرك و حيله‌گر ، زن آتشپاره ، فرهنگ فارسي عاميانه .

اگر هفت دختر كور داشته باشد همه را به ساعتي شوهر مي‌دهد : اشاره به زنان ، مخصوصاً زنان چرب زباني است كه با زبان بازي همه كار خود را از پيش مي‌برند .

اگه بساز بود با شوهر اولش مي‌ساخ : پاسخ مخالف امري مثل امر ازدواج و غيره به دلاله ، يا واسطه كه تعريف زن شوهر كرده ، يا خدمتكار جواب شده را بدهد گچ كارها شوخي‌اي داشتند كه چون شاگردشان مي‌گفت بسازم ؟ مي‌گفتند : اگر بساز بودي با شوهر اولت مي‌ساختي.

اگه زن خوب بود خدا هم يكي مي‌گرفت : اشاره به آن كه زن را مايه دردسر مرد مي‌دانند .

اگه زن هيچچي نبود ، قاپچي نبود ، توپچي نبود : اشاره به اين عقيده دارد كه فتنه زن باعث همه جدال‌ها است .

اُمُل : زن كهنه پرست را گويند .

آن دل مردي كه از زن كم بود / آن دلي باشد كه كم ز اشكم بود : مردي كه از زن كمتر باشد پست‌تر از شكمبه گوسفند است .

آنكه را دختر است جاي پسر / گرچه شاهست هست بداختر (سنايي ) : هر كه دختر دارد حتي اگر شاه هم باشد بدبخت است .

اين حرف‌ها براي فاطي تنبان نمي‌شود : جواب طلبكار به بدهكاري كه اميدهاي واهي بدهد و مشابه آن ، در تناظر با « قبر آقا گچ مي‌خواهد و آجر » / با اينگونه حرف‌ها و وعده‌هاي توخالي و بي عمل نمي‌توان قانع شد .

آيينه بخت : آيينه كه از طرف داماد براي دختري كه بخواهد عقد كند فرستاده شود .

با چادرسياه ( لباس سفيد ) مي‌آد با كفن سفيد مي‌ره : حرف دختردارها در موقع بله بران ، به پايداري و سازش دخترشان در خانه شوهر و همچنين نشان دادن عقيده كه در فاميل آن‌ها مگر دختران‌شان با مرگ خانه شوهر را ترك بكنند .

با زن در راز هرگز مزن ( اسدي ) :‌ هيچ‌گاه رازت را به زني مگو .

با زن راز نيست = با زن دل راز نيست : زنان راز نگاه دار نيستند.

بر روي پزشك زن مينريش / چون بود درست بيسيارت ( رودكي ) : اگر راه حلي در پيش روي خود داري به راه حل‌هاي زنانه توجهي نكن .

بر مرد سلاح حرب زيباست / گلگونه و غاليه زنان راست (تحفه‌العراقين) : سلاح جنگاوري زيبنده مردان است و اسباب آرايش زيبنده زنان .

بركنده به آن ريش كه در دست زنان است : مردي كه اختيارش دست زنان است بهتر است نابود شود .

بر نيايد كس با مكر زنان هرگز (منوچهري ) :‌ هيچ كسي ياراي مقابله با حيله زنان را ندارد .

برو زن كن‌اي خواجه هر نوبهار / كه تقويم پاري نيايد به كار (سعدي) : هر سال همسري تازه اختيار كن كه زني كه يك سال از عمر زندگي با او بگذرد مانند تقويم سال گذشته به درد نمي‌خورد .

بنزد پدر دختر ار چند دوست / بر دشمنش مهترين ننگ اوست (اسدي) : دختر هر قدر هم كه يار پدر باشد باز هم مايه ننگ اوست .

به اختر كسي دان كه دخترش نيست / چو دختر بود روشن اخترش نيست (فردوسي) : كسي كه دختر ندارد خوشبخت است .

به چپق مردانه‌ات قسم : قسم لوطيانه ، قسم داش مشدي‌ها به هم .

به خانه نشستن بود كار زن / برون كار مردان شمشير زن (اسدي) : زن بايد در خانه باشد و مردان جنگاور و شمشيرزن بيرون از خانه ( دراجتماع ) .

به دانش زنان كي نمايند راه ( چه آموزم اندر شبستان شاه ... ) ( فردوسي ) : چه كسي ديده كه زنان داراي دانش و آگاهي باشند .

بهين زنان در جهان آن بود / كزو شوي همواره خندان بود (فردوسي ) : بهترين زن آن است كه شوهرش همواره از او راضي باشد .

بي‌شرم زن تيره گردد روان / هم از بي خرد و كاهل جوان (اسدي) : همان طور كه جوان جاهل و تنبل روح را مي‌آزرد زن بي شرم هم مايه آزار روح است .

پالان كسي كج بودن : (1) چندان پاكدامن نبودن ، به آساني تن به همخوابگي دادن ، (2) دين يا مذهب باطل داشتن .

پس و پيش دريده : نوعي دشنام ( خطاب به زني يا درباره زني ) .

پسر با پسر ، قند و عسل / دختر با دختر ، كپه خاكستر : بيتي كه دسته پسر بچگان در رجحان خود بر دسته دختركان مي‌خوانند .

پسر زائون : پسر زادن ، مراسمي كه در صورت پسر بودن نوزاد انجام مي‌شود .

پسر عصاي پيري است : تنها فرزند نرينه است كه به روزگار پيري پدر و مادر خويش دستگيرايشان مي‌شود .

ترشيده : غذايي كه فاسد و ترش شده باشد ، دختري كه در خانه مانده و كلان سال شده و كسي او را به زني نگرفته است .

تنبان مرد كه دو تا شد فكر زن نو مي‌افتد : به نگرش مرد به زن به عنوان يكي از اجزاي مادي اشاره دارد .

تو سر سگ بزني زن پيدا مي‌شه : همانند « تو سر سگ بزني عوض وق وق ، زن زن مي‌كنه » .

چادر چاخچور كردن : آماده شدن (زنان) براي بيرون رفتن يا انجام دادن كاري ، در مقام تحقير و توهين يا مزاح در حق مردان نيز به كار برده مي‌شود .

چپاندن : ‌زوركي چيزي را به كسي فروختن يا بخشيدن ، زني را به مردي دادن .

چشم چران : آنكه پيوسته به زيبا رويان نگاه‌هاي هوس آلود كند .

چن كلمه هم از مادر شوهر : مسخره كوچك تر كه خود را داخل حرف بزرگترها كند ؛ ر.ك « يك كلمه از مادر عروس گوش كنين » .

چنين گفت دانا كه دختر مباد / چو بادش بجز خاك افسر مباد (فردوسي) :‌ به قول دانايان چه بهتر كه دختري وجود نداشته باشد و اگر هست خاك بهترين تاج براي اوست .

چو فرزند شايسته آمد پديد / ز مهر زنان دل بيايد بريد ( فردوسي ) : با به دنيا آمدن فرزند نيكو ديگر نبايد به زن مهري داشت .

چه مردي بود كز زني كم بود ( عنصري ) :‌ مردي كه از زني پست‌تر باشد مرد نيست (نگارنده).

دختر حاج كمالون : كنايه از دختر بي هنر و بي كفايت .

دختر در و بام بسته : دختر چشم و گوش بسته ، تهران قديم .

دختر رسيده : دختري كه بالغ شده و آماده شوهر كردن باشد .

دختر مال مردمه ، پسر مال عمومه : نظر به اين كه نه دختر براي پدر و مادر مي‌ماند كه به خانه شوهر مي‌رود و نه پسر كه مي‌برندش .

دخترا موشن مثل خرگوشن / پسرا شيرن مثل شمشيرن : اشاره به ترسو بودن دخترها و شجاعت پسرها در مقابل آن دارد .

دخترو به سگ بدي سرش كلاه گذاشتي : دختر حتي از سگ هم پست تر است .

دختر و خدا زده = زنو خدا زنده : دختر / زن موجود ضعيفي است كه خدا او را اين طور خلق كرده است ، در مقام ترحم بر زن گفته مي‌شود  .

در خانه پدر را پسر باز نگه مي‌دارد : تنها فرزند نرينه است كه نام و شخصيت پدر را حفظ مي‌كند و تبارش را تداوم مي‌دهد .

دزد ناموس : مردي كه با همسر كسي رابطه نامشروع برقرار كند يا چنين قصدي داشته باشد .

دعاي بي‌نياز ، عروس بي جهاز : حرف دعا نويس به مشتري و خود زن‌ها به يكديگر در تشويق به پرداختن نياز ، البته نزد جهله‌ها و تربيت نشده‌ها .

دوبخته : كه بيش از يك بار شوهر كرده باشد .

راز دل به زن مگو ، با‌ آدم نوكيسه معامله نكن ، با آدم كم عقل رفيق نشو : به سه گروه اعتماد نكن: زن ، آدم تازه به دوران رسيده ، احمق .

زن ار چند با چيز و با آبروي / نگيرد دلش خرمي جز به شوي (اسدي) : زن هر چه قدر هم دارايي داشته باشد دلش جز به شوي خود آرام نمي‌گيرد‌ .

زن از پهلوي چپ خلق شده است : مراد اينست كه راست و با حقيقت و وفادار نيست .

زن از پهلوي چپ گويند برخاست / نيايد هرگز از چپ راستي راست (نظامي) : مي‌گويند زن از پهلوي چپ (مرد) آفريده شده است به همين خاطر راستي و درستي از او بر نمي‌آيد .

زن بد ادا انگشتر پا : بي خاصيتي و مزاحمت زن ادايي ، ايرادگير ، زن پرتوقع .

زن بد بدتر بود از مار بد : زن اگر بد باشد از مار هم گزنده‌تر است (نگارنده)

زن تا نزايد دلبر است و چون زايد مادر است : زن تا هنگامي كه فرزندي به دنيا نياورده است مورد توجه مرد است و پس از آن صرفاً مادر و مراقبت كننده از فرزند است .

زن خوب فرمانبر و پارسا / كند مرد درويش را پادشا (سعدي) : زن خوب و فرمانبر مرد را به بالاترين جايگاه‌ها مي‌رساند .

منابع ‌:

1- فرهنگ عوام ، امير قلي اميني – انتشارات علمي .

2- تمثيل و مثل ، سيدابوالقاسم انجوي شيرازي – امير كبير .

3- زبان شناسي اجتماعي ، پيتر ترادگيل ، محمد طباطبايي – آگاه .

4- فرهنگ لغات ماهيانه ، محمد علي جمال زاده – ايران زمين .

5- لغت نامه دهخدا ، علي اكبر دهخدا – امير كبير .

6- امثال و حكم دهخدا ، علي اكبر دهخدا – امير كبير .

7- قند و نمك ، شهري جعفري – معيني .

8- درآمدي بر دايرة المعارف علوم اجتماعي ، باقر ساروخاني – كيهان .

نام كاربري :
رمز عبور :

» عضویت «

بازديدکنندگان اين صفحه:: 1011 | بازديدکنندگان امروز: 307 | کل بازديدکنندگان: 4705523 | زمان بارگزاري صفحه: 0/1250 ثانيه
تمام حقوق مادی و معنوی اين سايت متعلق به شركت هزاره فناوری تابان و مؤسسه شهر باران آستارا می باشد